یا صاحب الزمان اغثنی

خرید بک لینک

دوشنبه تاریخ دفاع بود.

حموم بودم. زنگ زده مدیر گروهه میگه 6 ،7 بار زنگ زدم چرا جواب نمیدی...

قیافه من دیدن داشت . هیچی هم یادم نمی اومد بگم . کاش راستشو گفته بودم!

یا کاش گفته بودم سایلنت بودم،

هیچی دیگه

فردا صبح سه شهریور دفاع دارم. . .

یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 181 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:34

دارم اینروزها اصلاحات پایان نامه رو انجام میدم

کاری که باید حین انجام پایان نامه اصلاح میشد رو به لطف داورهای عزیز دارم بعد از دفاع انجام میدم :!

یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 128 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:34

خیلی دوس دارم زندگیم ازین حالت یکنواختی در بیاد

شاد و با نشاط

مثلا ورزش خاصی

یا

کلاسی خاص

اما توان و حالشو ندارم!

........

لیا تو همش منو سرِ کار میذاری، الانشم معطل تو ام . مثه دیوونه ها برای مقاله هم هیچ غلطی نکردم . تو هم منو توی فصل سه نصفه و نیمه ول دادی، با اون چهخار و پنج نوشتن مسخرت. جزوه کلاسیه انگار...

........

خدایا من همینجوریشم از دست خودم خسته م ، خواهش میکنم منو بیشتر ازین دیوونم نکن(ToT)

یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:34

13980801چهارشنبهسرگردون و سردرگم رفتم ارم، پیاده روها رو گز کردم، جای من نبود امابرگشتم سمت ملاصدرا داشتم از خستگی پا میمردم بالاتر از دانشکده مکانیک توی ایستگاه اتوبوس نشستم.چندتایی ماشین تک سرنشین ا یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 109 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:34

همین الان اومدم داخل اتاقم

نوازنده اکاردئون نازنین مریم رو داره توی کوچه پشتی اجرا میکنه

عکس پروفایلت، وشنیدن آهنگ مورد علاقه ت همه دست به دست هم دادن انگار، که خاطره ت رو برام زنده کنن.

با اینکه تو همیشه زنده ای کنج خاطرات من، من یادگاریهاتو دارم که فراموشت نمیکنم تو اما هیچ یادگاری ای از من داری؟

استغفرالله ربی و اتوب الیه

یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 130 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:34

حالم بدِ

خودم هم نمیدونم چرا

شاید برای خواب ناکافیه دیشبه...

فقط پنج ساعت از خواب دیشب نصیبم شد، باقیش انشا و مشقهای کلاس عربی ت رو سرچ میکردم. . .

هنوز کار مقاله هم تموم نشده متاسفانه

....

دیشب گفتم چند وقتیه توی قفسه سینه م احساس سنگینی میکنم. میگی خوبه که، داری بزرگ میشی. یعنی من میمیرم بی تو...

یا صاحب الزمان اغثنی...

ما را در سایت یا صاحب الزمان اغثنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 118 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 19:34

صفحه بندی